بایگانی دسته: ادبیات

نگاهی به جهانِ جعفر مدرس صادقی

دنیایی تُهی از عشق و شور و آرمان نسبت به جعفر مدرس صادقی، آن مدرس صادقی‌ای که از خلال ده‌ها داستان کوتاه و رمان شناخته‌ام، احساس دوگانه‌ای دارم. از سویی توانایی‌های نویسندگی او را در ادبیات معاصر بهترین می‌دانم و … ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در ادبیات, کتاب | برچسب‌شده , | پاسخ دهید:

نگاهی به کتاب “چراغ‌ها را من روشن می‌کنم” نوشته شهلا زرلکی از منظر مضمون‌های ارمنی

خانم نوراللهی و شطیط غیب می‌شوند بیش از یک دهه پیش از این، خواندن رمان‌های یک روز مانده به عید پاک و مدّتی بعد چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم برایم حادثه هیجان‌انگیزی بود. کسی پیدا شده بود، که همان حرف‌های … ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در ادبیات, ارامنه | برچسب‌شده , | پاسخ دهید:

چخوف در چهارصد کلمه

اندوه جهان در ساز روچیلد درشکه‌چی سرمایی در شب‌های یخ‌زده سن‌پترزبورگ به انتظار مشتری می‌نشیند، درشکه‌چی دیگری مایل است درباره مرگ فرزندش با مسافرانش صحبت کند، امّا چون کسی تمایلی به گوش دادن به حرف‌هایش ندارد و سرانجام با اسبش … ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در ادبیات | برچسب‌شده | پاسخ دهید:

مقایسه رمان “چشمه هقنار” مگردیچ آرمن و فیلم “چشمه” آربی اوانسیان

 از تفسیر اجتماعی تا بن‌بست وجودی فیلم چشمه آربی اوانسیان بر اساس رمان ارمنی‌زبان چشمه هِقنار (هِقنار آقبیور Heghnar Aghbyoor) نوشته مگردیچ آرمن (Mkrdich Armen ) ساخته شده است. مگردیچ آرمن در سال ۱۹۰۶ در شهر گیومری (بعدها لنیناکان) ارمنستان … ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در ادبیات, ارامنه, سینمای ایران | برچسب‌شده , , | پاسخ دهید:

گربه در گوشه ولرم جمجه‌ام: آزاد ماتیان

این که می‌بینید، بهار نیست خون گرم است و نیشِ سپید. :Share

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در ادبیات, ارامنه | برچسب‌شده , | یک پاسخ