بایگانی دسته: ادبیات

چخوف در چهارصد کلمه

اندوه جهان در ساز روچیلد درشکه‌چی سرمایی در شب‌های یخ‌زده سن‌پترزبورگ به انتظار مشتری می‌نشیند، درشکه‌چی دیگری مایل است درباره مرگ فرزندش با مسافرانش صحبت کند، امّا چون کسی تمایلی به گوش دادن به حرف‌هایش ندارد و سرانجام با اسبش … ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در ادبیات | برچسب‌شده | پاسخ دهید:

مقایسه رمان “چشمه هقنار” مگردیچ آرمن و فیلم “چشمه” آربی اوانسیان

 از تفسیر اجتماعی تا بن‌بست وجودی فیلم چشمه آربی اوانسیان بر اساس رمان ارمنی‌زبان چشمه هِقنار (هِقنار آقبیور Heghnar Aghbyoor) نوشته مگردیچ آرمن (Mkrdich Armen ) ساخته شده است. مگردیچ آرمن در سال ۱۹۰۶ در شهر گیومری (بعدها لنیناکان) ارمنستان … ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در ادبیات, ارامنه, سینمای ایران | برچسب‌شده , , | پاسخ دهید:

گربه در گوشه ولرم جمجه‌ام: آزاد ماتیان

این که می‌بینید، بهار نیست خون گرم است و نیشِ سپید. :Share

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در ادبیات, ارامنه | برچسب‌شده , | یک پاسخ

کلاغ نوح: آزاد ماتیان

جشن آشتی‌کنانِ لب‌ها و فواره‌ها را انتظار می‌کشم شب آشتی‌کنانِ آوازهای روحانی و صدای وزش باد را در شاخساران. نسیمی را انتظار می‌کشم که بر گیسوان مخملی مِه دست نوازش بکشد تا پوستم مور مور و تنم از لذّت گرم … ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در ادبیات, ارامنه | برچسب‌شده , , | پاسخ دهید:

روز سوگواری: آزاد ماتیان

روز عزایم. روز تعطیل. کرکره‌هایم پایین خیابان‌هایم خلوت. روز عزا هستم. همه پیامبران هم امروز به صلیب کشیده شده‌اند و هم امروز :Share

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در ادبیات, ارامنه | برچسب‌شده , , | پاسخ دهید: