اگر دوست ارمنی دارید، یادتان باشد، روز ۲۵ دسامبر، یعنی روزی که همه رادیوها و تلویزیونها و روزنامهها از کریسمس میگویند و مینویسند و عید میلاد حضرت مسیح را به هموطنان مسیحی تبریک میگویند، به او زنگ نزنید و کریسمس را به او تبریک نگویید؛ چون روز ۲۵ دسامبر در خانه ارمنیها هیچ خبری از عید نیست. کریسمسِ ارمنیها روز ۶ ژانویه است که احتمالاً هیچکس به خانهشان زنگ نمیزند و آن را تبریک نمیگوید! دلیل این تفاوت، داستانهای دور و درازی دارد که من چندان احاطهای بر جزئیات آن ندارم، اما خلاصهاش این است که این تفاوت هم چیزی است مثل اختلاف شیعه و سنی بر سر تاریخ تولد پیغمبر اسلام. بیشتر مسیحیان دنیا، از جمله کاتولیکها، پروتستانها و بخش بزرگی از ارتدکسها معتقدند که تاریخ تولد حضرت میسح ۲۵ دسامبر است. کلیسای ارمنی، که کلیسای مستقلی است و به هیچ یک از فرقههای بالا تعلق ندارد، مانند تعدادی دیگر از فرقههای مسیحی، معتقد است تاریخ تولد ایشان ۶ ژانویه است. بنابراین ما به جای این که کریسمس را ۵ روز پیش از سال نو جشن بگیریم، ۵ روز بعد از آن جشن میگیریم.
تبصره: همه این حرفها فقط درباره ارمنیها صدق میکند. اگر دوستتان آسوری است، با خیال راحت میتوانید همان ۲۵ دسامبر به او زنگ بزنید و کریسمس را تبریک بگویید؛ چون آسوریهای ایران کاتولیک هستند و کریسمسشان را با باقی دنیا جشن میگیرند. شما را به خدا نپرسید «اگر دوستمان مسیحی بود، چی؟» آسوریها و ارمنیها هر دو مسیحیاند. ارمنی و آسوری، به زبان و هویت قومی آنها اشاره دارد. حالا لابد میگویید «فرق ارمنی و آسوری چیست؟» همان که گفتم، این ها دو گروه قومی هستند که هر دو مسیحیاند. مثل ایرانی و عرب و که هر دو مسلماناند.
تا اینجا فهمیدیم که کریسمس جشن تولد حضرت مسیح است. پس «سال نو» چیست؟
راستش من هم دقیقاً نمیدانم که مناسبت تعیین اول ماه ژانویه به عنوان آغاز سال نو چیست! گویا عیدِ گردش سال چیزی است که از سنتهای پیش از مسیحیت میآید. اما گیجکننده این است که مبدأ تاریخنگاری میلادی، سال تولد مسیح است. فکر میکنم بهتر است ادامه ندهم. همان که گفتم؛ در روز ۲۵ دسامبر، کریسمس را به دوستان ارمنیتان تبریک نگویید. اما این هم زیاد درست نیست. دوست ارمنیتان ممکن است کاتولیک باشد. ارمنیهای کاتولیک که در ایران کلیسای مخصوص خودشان را دارند، کریسمسشان همان ۲۵ دسامبر است. چیزهای دیگری هم هست، اما میترسم اگر ادامه دهم دیگر به طور کلی از خیر تبریک گفتن کریسمس بگذرید!
اما حالا برویم سر جشن و مراسم و…
آدمها دو دستهاند: آن ها که جشن گرفتن کریسمس را دوست دارند، و آنها که دوست ندارند. اولیها همانهایی هستند که جشن گرفتن نوروز و رفتن به عروسی و جشن تولد و کلاً مهمانی دادن و مهمانی رفتن را دوست دارند و دومیها آنهایی که با این چیزها میانه خوشی ندارند. در زمان کودکی، در خانواده ما، مادرم و عموم از دسته اول بودند. سالی که مادر بزرگ یکی- دو ماه قبل از عید سال نو مرده بود، ما قاعدتاً نباید درخت کاج تزئین میکردیم. اما علاقه عمو به درخت کاج آن قدر بود که درخت کوچکی را در زیرزمین خانه (که انباری و محل خرتوپرتهای بهدردنخور بود) درست کرده بود و خودش و مادرم روزی چند بار به زیرزمین سر میکشیدند و درخت تزئین شده را تماشا میکردند.
در خانواده چهارنفری کوچک ما (که در بین آنها جنس مذکر اکثریت غالب دارد) از دسته اول، خانمم را داریم که همچنان پرچم درخت کاج و تزئین در و دیوار و هدیه گذاشتن زیر درخت کاج را برافراشته نگاه داشته است. البته خرید کاج که باید با ماشین به خانه حمل شود، به عنوان وظیفه همچنان بر دوش من است و با غرغر انجام میگیرد. راستش را بخواهید از مراسم عید، خرید درخت کاج و آوردنش به خانه را دوست دارم، آن هم به خاطر عطری که درخت کاج دارد و وقتی به داخل آپارتمان میآید، تا چند روز بوی خوش آن در خانه استشمام میشود. ناگفته نماند که خرید درخت کاج اصلاً کار سادهای نیست؛ مخصوصا پیدا کردن درختی که راست بایستد و در ضمن هنوز سبز باشد. غالباً وقتی درخت را با وسواس زیاد انتخاب میکنی و سر قیمتش با فروشنده چانه میزنی و به خانه میآوری، روی پایه که سوارش میکنی، میبینی کج است. بعد باید با لطایفالحیل، با گذاشتن مقوای تا شده زیر پایه، آن را تراز کنی. در این زمینه جوک بامزهای هم هست؛ منتها برای این که این جوک را بفهمید، باید نکتهای را درباره زبان ارمنی بدانید: در ارمنی صدای «اَ» (صدای فتحه در زبان فارسی) نداریم و ارمنیهای نسل پدرم برای ادای کلماتی که در آنها این صدا به کار میرفت، مشکل داشتند. مثلاً به «سَر» میگفتند «سار». اما جوک: روزی زن و مردی برای خرید درخت کاج میروند. آنها درختی را انتخاب میکنند و از فروشنده میخواهند درخت را راست نگاه دارد. بعد خودشان چند قدم عقب میروند و از دور درخت را برانداز میکنند. کاملاً مشخص است که درخت کج است. زن و مرد هر دو با هم میگویند: «این که کاجه!» و فروشنده با تعجب جواب میدهد: «خُب معلومه که کاجه. میخواستید سرو باشه؟!».
روزهای کریسمس و ژانویه باید برف بیاید. اصلاً کریسمس بدون برف بیمعنیست. البته طبیعت هر سال وفا نمیکند، اما در بسیاری از سالها هم درست روز کریسمس برف میبارد و آمدن «بابانوئل» را از راههای برفگرفته آسمان با ارابه پر از هدیه و اسباببازی را برای بچهها توجیه میکند. برف و کریسمس به قول روزنامهنویسها «چنان ارتباط تنگاتنگی» با هم دارند که مشکل داستانی یا خاطرهای راجع به کریسمس بخوانید که در آن برف نبارد یا زمین پوشیده از برف نباشد. راستش خودم هم پانزده- شانزده سالم که بود، داستان خیلیخیلی کوتاهی نوشتم درباره کریسمس که در آن برف میآمد. چون داستان خیلی کوتاه است آن را نقل میکنم و این نوشته را به همین جا ختم میکنم. هرچند درباره گذشتن بابانوئل از لوله بخاری و هدیههایی که زیر درخت کاج میگذارد هم نکتههایی هست که میگذارم برای سال آینده همراه جزئیات تزئین درخت. اما آن داستان، تا آنجا که حافظهام یاری میکند:
مادرش جواب میدهد: «نمیدونی عزیزم؟ برای این که آمدن سال نو را جشن بگیریم».











متنتون رو از توی گودر خوندم ، تموم که شد برگشتم و یه نگاهی به حجم مطلب انداختم و با خودم گفتم : "اینهمه خوندم ؟"
مطلب جالبی بود و به خیلی از سوالات من پیرامون سال نوی مسیحی جواب داد !
در ضمن عید شما پیشاپیش مبارک ، به سبک ایرانی ها : صد سال به از این سال ها !!!
سال نو مبارک و کریسمی رو پیشاپش تبریک می گم به شما و همه ی ارمنی های هموطن عزیز
همچنین کریمس گذشته رو هم به همه ی آشوری ها و همه ی مسیحیان ایران تبریک میگم
پیروز باشید
سلام. آقا من دقیقا توی روزش تبریک گفتم. البته مطلبتون را ۲۴ دسامبر دیدم. ولی صبر کردم تا امروز تبریک بگم. کریسمستون مبارک. انشاءالله سالی سرشار از خوشی و شادکامی پیش رو داشته باشید.
ورشابی
آقای صافاریان سلام و درود
من امروز مطلبتون رو خوندم. متاسفانه از روز عیدتون گذشته، اما بازهم تبریک گفتنش خالی از لطف نیست.
کریسمس مبارک…
به امید روزهای پر از شادی برای شما و خانواده…
با تشکر از شما بابت مطلب آموزندتون… سال نوی مسیحی بر شما خجسته باد. سالی پر بار و سعادت را برای همه ایرانیان آرزو میکنم.. به امید ایرانی برای همه ایرانیان
چه متن زیبایی بود…چه حس خوبی داشت خواندن مطلب شما…همیشه دلم میخواست چند دوست ارمنی داشته باشم…چون از دوران کودکی ازشان خاطرات بسیار خوب دارم…سه راه ارامنه…همیشه محله خوشی ها بازی ها و چیپس و اساباب بازی فروشی های بزرگ بود برای من…همیشه در ذهنم مردم مهربان و خنده رو و دوست داشتنی بوده اند این هموطنان ارمنی…اگرچه به واسطه اینکه در ایران نیستم دوستان مسیحی زیاد دارم ولی متاسفانه هنوز شانس داشتن دوست ارمنی نصیبم نشده…پیشاپیش سال نو و کریسمسی که هنوز نرسیده! را به شما تبریک میگویم
به امید روزهای بهتر سرشار از صلح و آرامش و شادی برای همه
بسیار دوست داشتم . آنقدر که با اینکه سرانه مطالعه من یک خط در سال است! یادداشت شما را دو بار خواندم.
ممنون.
درود
من دوستان نزدیک ارمنی زیادی دارم میدونستم کریسمس نزد ارامنه چند روزی پس از ژانویه است اما دقیقا نمیدونستم که روز ششم ژانویه است از این اطلاع رسانی شما سپاسگزارم عاشق ودوستدار ارامنه هستم مردمی با فرهنک بالا و خوب وبلاگ شما را به فیوریتم اد کردم همیشه به ان سر خواهم زد
ممنون از اطلاعات خوبی که دادین. راستی چرا بجای بریدن درختهای کاج درخت رو داخل یک سطل بزرگ پرورش نمیدن تا هم از بوی خوبش استفاده بشه و هم میشه بعد از مراسمتون بجای دور ریختن درخت اونرو توی باغچه یا طبیعت کاشت. البته نمیدونم این فکر چقدر عملی باشه.
و انشالله درخت شما به امید امام زمان کاج نباشه
در هر صورت عید مبارک
به هر حال کریسمس مبارک باشد جالب بود مخصوصا این که کاجه !
سپاس روبرت عزیز
مطلب زیبائی نگاشتی که خواندنش روح را جلا میدهد .من هم بعنوان یک هموطن ایرانی ،پیشاپیش سال نو را به شما تبریک عرض میکنم و روزگاری را آرزو میکنم که چنین مطالب ارزشمندی در تلوزیون ملیمان برای ایرانیان ناآشنا از فرهنگ هموطنانشان ، منعکس گردد.
سلام بر شما
پیشاپیش عید شما مبارک باشد. تا آنجا که من میدونم جشن کریسمس توسط ژرمن های آریایی به اروپا برده شد ابتدا کلیسا در مقابل این جشن ایستادگی کرد اما چون مردم آن را دوست داشتند و برای خلاصی از دست دعوای بین مردم و کلیسا، به علت اینکه میلاد حضرت مسیح به آن نزدیک بود، آن را روز جشن و عید گذاردند که مورد قبول عموم واقع شد. رسم جشن شب یلدا هم که به علت پیروزی نور بر تاریکی و افزایش طول روز و کاهش زمان شب گرفته میشد.
به هر حال من همه عزیزان چه گریگوری، کاتولیک، پروتستان و ارتودکس و … را دوست دارم و به عنوان یک مسلمان برای همه آرزوی جشن و شادی دارم، شما هم کمتر غر بزن با بچه ها خوش باش بزن برقص تا غمهای دنیا در مقابل شادیها زانو بزنه.
دوستتون دارم کریسمس مبارک
خوش به حال خودتون که دینتون در سیاست دخالتی نداره و با دلی شاد در کلیسا جمع میشید و سال جدیدتون رو برگزار میکنید و از بودن در عبادتگاهها دچار حال تهوع نمیشین. ما مسلمونها که دیگه دل خوشی از دین نداریم.
درود بر روبرت صفاریان (یا همان صافاریان خودتان)
از طریق بالاترین و تصادفی مطلب شما را دیدم و خواندم. خیلی جالب و زیبا بود. پر از نکته و لطیف به رنگ کریسمس!
سال نو میلادی بر شما و خانواده محترم و همه مسیحیان مبارک باد.
یک خداگرای بی دین از شیراز
در پاسخ به دوست عزیزی که گفته اند: «جشن کریسمس توسط ژرمن های آریایی به اروپا برده شد ابتدا کلیسا در مقابل این جشن ایستادگی کرد…»
این سخن جنابعالی را من به شکل دیگری بسط می دهم: جشن کریسمس یا زادروز عیسی مسیح برگرفته از سالروز تولد مهر (پیامبر ایرانی) و دقیقاً مطابق با ۲۵دسامبر است. تا ۴۰۰ سال بعد از میلاد مسیح، هنوز نه اجیلی وجود داشت و نه کسی از تولد عیسی خبر داشت. تا ۴۰۰سال بعد از میلاد، آیینی که بر اروپا حاکم بود، آیین مهر بود که هنوز نیز در بیشتر کشورهای آلمانی زبان آثار آن یا مهرابه ها پیداست. اما مسیحیت با استفاده از منابع ایرانی، ۲۵دسامبر را با نفع خود مصادره کرد و توانست با شبیه سازی تولد عیسی و مهر، مسیحیت را بر کرسی بنشاند و آیین مهر را رفته رفته به بوته فراموشی بسپارد. جالب اینجاست که روزهای هفته آنها نیز برگرفته از روزهای هفته در آیین مهر است. به عنوان مثال، روز یکشنبه به نام روز خورشید یا همان مهر، در بین مهری ها تعطیل بوده و دقیقاً همین روز تحت عنوان «سان دی» (روز خورشید) در بین اروپایی ها می ماند و تعطیل اعلام می شوند. همچنانکه مهری ها به دوشنبه «روز ماه» می گفته اند که هم اکنون نیز به عنوان «مون دی» شناخته می شود.
کلیسا تا آن تاریخ چیزی به نام جشن نداشت و این را از ایرانیان مهری یاد گرفت. آنها ابتدا مخالف این جشن بودند ولی بعد که دیدند می توان از آن برای پیشبرد مسیحیت استفاده کرد، آن را پذیرفتند. و در گذر زمان همان اتفاقی افتاد که در بالا به آن اشاره کردم.
برای اطلاعات بیشتر در ابن باره، می توانید به کتاب «تولدی دیگر« نوشته زنده یاد دکتر شجاع الدین شفا مراجعه فرمایید. دکتر شفا در این کتاب تمام منابع خود را ذکر کرده است.
پس نتیجه میگیریم که آقای صافاریان عزیز، کریسمس مبارک! (-;
( حالا لابد میگویید «فرق ارمنی و آسوری چیست؟» همان که گفتم، این ها دو گروه قومی هستند که هر دو مسیحیاند. مثل ایرانی و عرب که هر دو مسلماناند. )
بهتر نبود می گفتید شیعه و سنی هر دو مسلمان هستند؟ چون اولاً همهء ایرانیها مسلمان نیستند . ثانیاً اعراب،ایرانی نیستند.
اول از همه ممنون…من که خودم یک ایرانی ارمنی هستم از چندی پیش دیگه به اینکه توضیح بدم میگذرم و تشکر می کنم وقتی کریستمس تبریک میگن.
میخاستم توضیح بدم که:
هیچکس تولد عیسی رو نمیدون دقیقا کی بوده چون سالها این جشن برای مسیحی ها مهم نبوده و در عوض عید پاک مهمترین جشن به حساب میاد
از این قضیه بگذریم تولدعیسی رو از روی تولد یهیی تعمید دهنده که خود یک داستان دیگست برای نقش این فرد در دین مسیحیت. مریم مقدس با عیسی یک هفته باردار بوده(طبق انجیل)بعد با محاسبات پزشکی که یک کودک نه ماه بدنیا مییاد حساب کردن که ۵ یا ۶ ژانویه میشه تولد تقریبی عیسی که وقتی ارمنیها ۲۴ سال قبل از اینکه رم دین رسمی رو مسیحیت اعلام کنه ارمنی ها مسیحی میشن ولی رمیها ان موقع میتراییست بودن و ۲۵ دسامبر تولد میترا خدای روشنایی بود و کنستانتین پادشاه رم هر کاری کرد که مردم ایین میترایست یادشون بره نتونست و مردم به تولد میترا که ۲۵ دسامبر بود اهمیت بیشتری میدادن تا ۶ ژانویه چون قرن ها پدرانشون اون روز جشن میگرفتن برای همین کنستانتین تاریخ تولد عیسی رو به ۲۵ دسامبر تغییر داد و معابد میترا رو به کلیسا تغییر داد مثلا شمع روشن کردن از ایین میتراییست بود که وارد مسیحیت شد که این کار باعث شد مردم کریستمس بگیرن و کم کم مسیحی بشون
در مورد غذا اون شب باید بگم که ماهی مهمترین نقش داره چون بعد از اینکه عیسی مثلوب میشه یا هر چی و اوضاع برای نو مسیحیها و هواریون سخت میشه برای شناسایی مسیحیها غذای مهمانی و تجمعشان ماهی مصرف میشد که همدیگرو بشناسن که کم کم به ثنبل مسیحیت اضافه میشه و در جشنهای مهم مسیحیان مصرف میشه مثل کریستمس و عید پاک
ممنون
http://www.facebook.com/kasokhashak?sk=wall¬if_t=wall
مطلب بسیار خوب و آموزنده ای بود با تاخیر بسیار زیاد نوئل مبارک، سال نو مبارک.
سلام به تمام هموطنای ارمنی هرجایی که هستی…… من که خیلی ارامنه رو دوست دارم.. ممنون بخاطر وبلاگ و مطالب.. لطفا به فعالیتتون تو گذاشتن مطلب ادامه بدین تا ماهم بیشتر آشنا بشیم و استفاده کنیم