نگاهی به فیلم مستند بلند به من گوش بده مارلون   Listen to Me Marlon

مارلون براندو: بازیگری تنازع بقاست

فیلم مستند به من گوش بده مارلون به کارگردانی استِوان رایلی که سال گذشته در آمریکا اکران شد و نسخه دوبله و کوتاه‌شده آن از تلویزیون ما هم پخش شده، از چند نظر فیلمی جذاب و دیدنی است.

مثل هر مستند پرتره‌ای داستان یک زندگی است و آن هم داستان یک زندگی پرماجرا. داستان صعود یکی از مشهورترین ستارگان سینمای عصر ما به اوج شهرت و پی‌آمدهای تراژیک آن.

بعد فیلمی است درباره بازیگری، چراکه قهرمان فیلم بازیگر است و بازیگری است که درباره حرفه‌ خود حرف زده است.

و سرانجام نمونه‌ای است از فیلمی که تماماً از مواد آرشیوی موجود ساخته شده و به طور خاص متکی است بر گزینشی از نوارهای صوتی باقی مانده از صدای مارلون براندو که بسیاری‌شان شخصی هستند و او در گفت‌وگوی با خود یا از جلسات روان‌درمانی خود و ملاقات‌هایش با آدم‌های دیگر و مصاحبه‌هایش ضبط کرده است. این‌ ماتریال در اختیار بنیاد مارلون براندو است که در ضمن سفارش‌دهنده فیلم هم هست و طبیعتاً آن‌ها را در اختیار کارگردان گذاشته است. ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در سینمای جهان, سینمای مستند, نقد فرهنگ, نقد فيلم | برچسب‌شده , | پاسخ دهید:

سینمای شاعرانه چیست؟

سنت کلام و ادبیات، آفرینش زبانی، آن قدر ریشه‌دار است که در هنر نسبتاً جوانی مثل سینما نیز که بر تصویر (و امروزه بر صدا نیز) استوار است، خواه نا خواه مرتب با هنر زبانی، با کلام، مقایسه می‌شود. از روایت و قصه‌گویی تصویری سخن می‌گوییم (این حقیقت دارد که بدون استفاده از کلام و به کمک تصویرها نیز می‌توان داستان تعریف کرد) و این روزها حتی از فیلم-مقاله یا مقاله سینمایی. امّا آیا با تصویر متحرک (با همراهی صدا و موسیقی) شعر نیز می‌توان سرود؟ اگر هنوز تعریف شعر بر مشخصاتی مانند موزون بودن و مقفی بودن زبان وابسته می‌بود، تصور شعر سینمایی ناممکن می‌شد. امّا با وجود شعر آزاد، شعری که هویتش را از یک «جوهر شعری» می‌گیرد و با تصویر، موسیقی زبان (که لزوماً به معنای موزون بودن یا مقفی بودن آن نیست) و حس غنایی شاعر نسبت به جهان و اشیاء تعریف می‌شود ــ که البته همه مفاهیمی گنگ هستند که تاب تحمل بررسی دقیق و کاملاً منطقی را نمی‌آورند ــ شاید سخن گفتن از سینمای شاعرانه یا لحن شاعرانه در سینما نیز آسان‌تر باشد.
این موضوع را کریستین متز با دقت نظر مخصوص خود به این شکل طرح می‌کند:

«. . . مفاهیم «نثر» و «شعر» بیش از آن وابسته به زبان کلامی هستند که بتوان به ‌راحتی آنها را به حوزۀ سینما انتقال داد. از سوی دیگر، اگر شعر را در گسترده‌ترین معنای آن در نظر بگیریم ــ چونان حضور بلاواسطۀ جهان، حسِ چیزها، پویای درونی زیر لایۀ بیرونی اشیاء ــ در این‌صورت متوجه می‌شویم که هر کنش سینماتوگرافیک، اعم از اینکه موفق باشد یا نه، همواره در ابتدا شاعرانه است.» ادامه‌ی خواندن
:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در ادبیات, نظریه, نقد فيلم | برچسب‌شده , | یک پاسخ

ما فهرست‌ها را دوست داریم، چون نمی‌خواهیم بمیریم

در ۱۹ فوریه ۲۰۱۶ یکی از بزرگ‌ترین اندیشمندان عصر ما اومبرتو اکو در سن ۸۴ سالگی از دنیا رفت. اومبرتو اکو اندیشمندی چند… بود. نشانه‌شناس بود، پژوهشگر زیبایی‌شناسی سده‌های میانه بود، و در کنار فعالیت‌های آکادمیک رمان می‌نوشت و مقالاتی در مطبوعات منتشر می‌کرد که در آن‌ها به زبانی نسبتاً ساده و اغلب از زوایای بدیع به موضوعات نظری پیچیده می‌نگریست. عنوان مشهورترین رمان او نام گل سرخ (۱۹۸۰) است؛ رمانی معمایی که در سده‌های میانه می‌گذرد، چیزی بین شرلوک هولمز و مطالعات فرهنگ سده‌های میانه. از کتاب‌های او می‌توان به رمان‌های آونگ فوکو ( ۱۹۸۹) و قبرستان پراگ (۲۰۱۱)، و رساله‌های نظری اثر باز (۱۹۶۲)، نظریه نشانه‌شناسی (۱۹۷۵)، ایمان به جعلیات: سفری در هایپررئالیتی (۱۹۸۶)، نقش خواننده: جستارهایی در نشانه‌شناسی متن (۱۹۷۹)، تاریخ زیبایی (۲۰۰۴) و درباره زشتی (۲۰۰۷) اشاره کرد.
اومبرتو اکو در سال ۲۰۰۹ به دعوت موزه لوور نمایشگاهی در این موزه برگزار کرد که موضوع عجیبی داشت: اهمیت فهرست‌ها. به نظر نمی‌رسد که درباره موضوع فهرست یا لیست بتوان نمایشگاهی برگزار کرد. مصاحبه مجله آلمانی اشپیگل با او درباره همین پرسش است و نمونه خوبی است برای این که ببینیم مسأله‌ای به ظاهر ساده را چگونه می‌توان از منظری نو نگریست و در آن مسائلی فلسفی و روش‌شناختی یافت.


مصاحبه اشپیگل با اومبرتو اکو
سوزان بِیِر و لوتار گوریس
Susanne Beyer and Lothar Gorris

اشپیگل: آقای اکو، شما یکی از بزرگترین اندیشمندان جهانید و قرار است نمایشگاهی در موزه لوور برگزار کنید که یکی از مهم‌ترین موزه‌های جهان است. امّا موضوع نمایشگاه شما کمی پیش‌پاافتاده به نظر می‌آید: طبیعت ذاتی فهرست‌ها، شاعرانی که در آثارشان نام چیزها را فهرست می‌کنند، و نقاشانی در که در نقاشی‌های‌شان اشیا را روی هم انبار می‌کنند. چرا این موضوع را انتخاب کردید؟ ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در ادبیات, نقد فرهنگ, کتاب | برچسب‌شده , , | پاسخ دهید:

نگاهی به فیلم‌های مستند ارائه شده به جشن خانه سینما

بحران‌های زیست‌محیطی، حریم‌های خصوصی و انسان‌های استثنایی

هر سال شهریورماه جشن خانه سینما برگزار می‌شود و برترین آثار سینمایی سال گذشته را انتخاب می‌کند. احتمالاً این را می‌دانید و با این رویداد فرهنگی آشنا هستید. امّا شاید ندانید که جشن سالانه سینمای مستند نیز هر سال در کنار جشن بزرگ خانه سینما برگزار می‌شود و تولیدات مستندسازان عضو خانه سینما، توسط هیأت انتخاب و هیأت داوری این بخش برگزیده می‌شوند. امسال من هم این افتخار را داشتم که در کنار هشت نفر دیگر از همکاران و دوستانم در هیأت انتخاب بخش مستند این جشن به گزینش اولیه فیلم‌های متقاضی بپردازم. کار ما این بود که از میان بیش از ۱۲۰ فیلم مستند رسیده، حدود ۴۰ فیلم را انتخاب و به هیأت داوران جشن معرفی کنیم. تماشای این تعداد فیلم در مدّتی نزدیک سه هفته هرچند سخت و توانفرسا، امّا تجربه منحصربه‌فردی بود برای دانستن این که در سینمای مستند ما چه می‌گذرد و مهم‌تر از آن، در اجتماع ما چه خبر است.

فیلم‌ها از تنوع زیاد برخوردار بودند. پانزده فیلم‌ زیست‌محیطی و حیات وحش با ترسیم تصویری هولناک از خشک شدن دریاچه‌ها و رودخانه‌ها، از میان رفتن جنگل‌ها، نابودی گونه‌های جانوری، کاهش منابع آب و انواع آلودگی محیط زیست، به بیننده هشدار می‌دادند که اگر فکر جدّی برای این امر نشود آینده شومی در انتظار همه‌مان است. هرچند ظاهراً گوش شنوایی وجود ندارد و کسی این هشدارها را جدی نمی‌گیرد. ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در سینمای ایران, سینمای مستند | برچسب‌شده | پاسخ دهید:

مصاحبه ماهنامه «فرهنگ امروز» درباره کتاب «سینمای عباس کیارستمی»

آخرین کار شما کتابی است درباره سینمای عباس کیارستمی. اجازه دهید گفت و گویمان را با همان پرسشی آغاز کنیم که پیشگفتار کتابتان نیز با آن آغاز می شود: «چرا کتابی درباره عباس کیارستمی؟» آن هم با وجود حجم زیاد مطالبی که به زبان های مختلف درباره سینمای کیارستمی وجود دارد.

 اولا نگاه و دیدگاه ایرانی ها بالطبع تفاوت زیادی با دیدگاه خارجی ها دارد. در ثانی، در زبان فارسی منابع زیادی راجع به کیارستمی وجود ندارد، به خصوص اگر منظور ما نوشته‌های مفصل در اندازه کتاب باشد. مطالب خوبی که در روزنامه ها و مجلات هست مصرف روز دارد؛ ممکن است شما مطلب خوبی را در فلان مجله خوانده باشید ولی اکنون در دسترس شما نباشد که به آن مراجعه کنید. از طرفی کتاب های فارسی ای که راجع به کیارستمی نوشته شده قدیمی شده‌اند. به عنوان مثال فکر می کنم کتابی که آقای غلام حیدری(عباس بهارلو) درباره کیارستمی نوشته اند، تا پایان دهه هفتاد شمسی را پوشش می دهد. یعنی همان دوره ای که با ساخته شدن فیلم «باد ما را خواهد برد» به اوج خود می رسد. پس عملاً  آثاری که کیارستمی از دهه ی هشتاد تا به امروز ساخته است درآن کتاب نیست. از این جهت، تدوین کتاب جامعی که همه دوره های فعالیت کیارستمی را در برگیرد، ضروری می نمود. ولی سؤالتان را این طور هم می شود فهمید: چرا در میان موضوعات بی شماری که پرداختن به آن ها ضروری است، کیارستمی را برگزیده‌ام . در پاسخ باید گفت نوشتن درباره کیارستمی برای من چالش هیجان انگیزی بود؛ من نه مانند آن منتقدانی هستم که باور دارند کیارستمی فیلم سازی بلد نیست و موفقیت های او محصول دسیسه های جهانی است و نه مانند عده ای دیگر که بی هیچ انتقادی همه ی فیلم های او را دربست می ستایند. به اعتقاد من، کیارستمی مهمترین هنرمند ایرانی در سطح بین المللی است و عده ی زیادی از صاحب نظران سینما معتقدند او سبک و زبان سینمایی خاص خودش را بوجود آورده و از این لحاظ فیلم ساز بسیار اوریجینالی است.از طرفی پرداختن به سینما و هنر کیارستمی خود بخود پرداختن به مباحث و پرسش های مهمی چون رابطه هنر با واقعیت، مفهوم رئالیسم، مرز بین سینمای مستند و داستانی،رابطه هنرمند و جامعه،رابطه جهانی شدن و بومی بودن، و… را پیش می کشد.

بنظر می رسد برخورد شما با سینمای کیارستمی از زاویه نگره مولف صورت گرفته است.تلقی شما از نظریۀ مؤلف چیست و این نظریه چه ویژگی هایی دارد؟

دیدگاه های زیادی درباره ی نظریۀ مؤلف وجود دارد. نظریه مولف- آنطور که من آن را می فهمم و در واقع مورد نظر من بوده- تمامی کارهای یک مولف در طول چهل پنجاه سال را در نظر می گیرد و به آن ها به مثابه اجزای به هم پیوسته ی متنی واحد می نگرد. در حقیقت این نوع برخورد باعث آشکار شدن چیزهایی می شود که در بررسی تک تک فیلم‌ها هرگز آشکار نمی شدند. قبل از نگارش کتاب، تمام فیلم های کیارستمی را دیده بودم، اما زمانی که برای نوشتن کتاب دوباره آن ها را (به مثابه ی متنی واحد) تماشا کردم چیزهای جالبی برایم آشکار شد. مثلا متوجه ی این مساله شدم که در دوره ی اول کارهای کیارستمی نه از «فیلم در فیلم» -یعنی پشت صحنه را جلوی صحنه آوردن- خبری هست نه از سینمای به اصطلاح شاعرانه، نه از طبیعت، نه از مضمون «زندگی ادامه دارد». در واقع این ویژگی ها پس از فیلم خانه دوست کجاست در کارهای کیارستمی پدیدار می شوند. اما ویژگی دوم نگره  مولف را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد: برساختن چهره ی مولف از روی آثاری که او خلق کرده است. و این در تقابل با نگاه سنتی  قرار می گیرد که به دنبال فهم آثار مولف بر اساس اطلاعات بیوگرافیک او است. من در کتابم سعی کرده ام چهره ی کیارستمی را از روی مجموعه آثاری که از خود به جای گذاشته ترسیم کنم. حالا این کیارستمی که مثلا از فیلم هایش استخراج می شود چقدر شباهت دارد به کیارستمی واقعی و چه تفاوت هایی دارد، ما این را نمی دانیم. اما حدس می  زنم شباهت هایشان زیاد باشد و چه بسا آثارش لایه های عمیق تری از زندگی، بینش ها و احساسات او را بر ما عیان سازند. اما این  به هیچ وجه به معنی نادیده گرفتن  نبوغ واستعداد فرد مولف نیست. یعنی به هر حال در نگره مؤلف شخصیت فرد مولف نیز مهم می شود اما نه به صورت مطلق. ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در سینمای ایران | برچسب‌شده | پاسخ دهید: