ما فهرست‌ها را دوست داریم، چون نمی‌خواهیم بمیریم

در ۱۹ فوریه ۲۰۱۶ یکی از بزرگ‌ترین اندیشمندان عصر ما اومبرتو اکو در سن ۸۴ سالگی از دنیا رفت. اومبرتو اکو اندیشمندی چند… بود. نشانه‌شناس بود، پژوهشگر زیبایی‌شناسی سده‌های میانه بود، و در کنار فعالیت‌های آکادمیک رمان می‌نوشت و مقالاتی در مطبوعات منتشر می‌کرد که در آن‌ها به زبانی نسبتاً ساده و اغلب از زوایای بدیع به موضوعات نظری پیچیده می‌نگریست. عنوان مشهورترین رمان او نام گل سرخ (۱۹۸۰) است؛ رمانی معمایی که در سده‌های میانه می‌گذرد، چیزی بین شرلوک هولمز و مطالعات فرهنگ سده‌های میانه. از کتاب‌های او می‌توان به رمان‌های آونگ فوکو ( ۱۹۸۹) و قبرستان پراگ (۲۰۱۱)، و رساله‌های نظری اثر باز (۱۹۶۲)، نظریه نشانه‌شناسی (۱۹۷۵)، ایمان به جعلیات: سفری در هایپررئالیتی (۱۹۸۶)، نقش خواننده: جستارهایی در نشانه‌شناسی متن (۱۹۷۹)، تاریخ زیبایی (۲۰۰۴) و درباره زشتی (۲۰۰۷) اشاره کرد.
اومبرتو اکو در سال ۲۰۰۹ به دعوت موزه لوور نمایشگاهی در این موزه برگزار کرد که موضوع عجیبی داشت: اهمیت فهرست‌ها. به نظر نمی‌رسد که درباره موضوع فهرست یا لیست بتوان نمایشگاهی برگزار کرد. مصاحبه مجله آلمانی اشپیگل با او درباره همین پرسش است و نمونه خوبی است برای این که ببینیم مسأله‌ای به ظاهر ساده را چگونه می‌توان از منظری نو نگریست و در آن مسائلی فلسفی و روش‌شناختی یافت.


مصاحبه اشپیگل با اومبرتو اکو
سوزان بِیِر و لوتار گوریس
Susanne Beyer and Lothar Gorris

اشپیگل: آقای اکو، شما یکی از بزرگترین اندیشمندان جهانید و قرار است نمایشگاهی در موزه لوور برگزار کنید که یکی از مهم‌ترین موزه‌های جهان است. امّا موضوع نمایشگاه شما کمی پیش‌پاافتاده به نظر می‌آید: طبیعت ذاتی فهرست‌ها، شاعرانی که در آثارشان نام چیزها را فهرست می‌کنند، و نقاشانی در که در نقاشی‌های‌شان اشیا را روی هم انبار می‌کنند. چرا این موضوع را انتخاب کردید؟ ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در ادبیات, نقد فرهنگ, کتاب | برچسب‌شده , , | پاسخ دهید:

نگاهی به فیلم‌های مستند ارائه شده به جشن خانه سینما

بحران‌های زیست‌محیطی، حریم‌های خصوصی و انسان‌های استثنایی

هر سال شهریورماه جشن خانه سینما برگزار می‌شود و برترین آثار سینمایی سال گذشته را انتخاب می‌کند. احتمالاً این را می‌دانید و با این رویداد فرهنگی آشنا هستید. امّا شاید ندانید که جشن سالانه سینمای مستند نیز هر سال در کنار جشن بزرگ خانه سینما برگزار می‌شود و تولیدات مستندسازان عضو خانه سینما، توسط هیأت انتخاب و هیأت داوری این بخش برگزیده می‌شوند. امسال من هم این افتخار را داشتم که در کنار هشت نفر دیگر از همکاران و دوستانم در هیأت انتخاب بخش مستند این جشن به گزینش اولیه فیلم‌های متقاضی بپردازم. کار ما این بود که از میان بیش از ۱۲۰ فیلم مستند رسیده، حدود ۴۰ فیلم را انتخاب و به هیأت داوران جشن معرفی کنیم. تماشای این تعداد فیلم در مدّتی نزدیک سه هفته هرچند سخت و توانفرسا، امّا تجربه منحصربه‌فردی بود برای دانستن این که در سینمای مستند ما چه می‌گذرد و مهم‌تر از آن، در اجتماع ما چه خبر است.

فیلم‌ها از تنوع زیاد برخوردار بودند. پانزده فیلم‌ زیست‌محیطی و حیات وحش با ترسیم تصویری هولناک از خشک شدن دریاچه‌ها و رودخانه‌ها، از میان رفتن جنگل‌ها، نابودی گونه‌های جانوری، کاهش منابع آب و انواع آلودگی محیط زیست، به بیننده هشدار می‌دادند که اگر فکر جدّی برای این امر نشود آینده شومی در انتظار همه‌مان است. هرچند ظاهراً گوش شنوایی وجود ندارد و کسی این هشدارها را جدی نمی‌گیرد. ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در سینمای ایران, سینمای مستند | برچسب‌شده | پاسخ دهید:

مصاحبه ماهنامه «فرهنگ امروز» درباره کتاب «سینمای عباس کیارستمی»

آخرین کار شما کتابی است درباره سینمای عباس کیارستمی. اجازه دهید گفت و گویمان را با همان پرسشی آغاز کنیم که پیشگفتار کتابتان نیز با آن آغاز می شود: «چرا کتابی درباره عباس کیارستمی؟» آن هم با وجود حجم زیاد مطالبی که به زبان های مختلف درباره سینمای کیارستمی وجود دارد.

 اولا نگاه و دیدگاه ایرانی ها بالطبع تفاوت زیادی با دیدگاه خارجی ها دارد. در ثانی، در زبان فارسی منابع زیادی راجع به کیارستمی وجود ندارد، به خصوص اگر منظور ما نوشته‌های مفصل در اندازه کتاب باشد. مطالب خوبی که در روزنامه ها و مجلات هست مصرف روز دارد؛ ممکن است شما مطلب خوبی را در فلان مجله خوانده باشید ولی اکنون در دسترس شما نباشد که به آن مراجعه کنید. از طرفی کتاب های فارسی ای که راجع به کیارستمی نوشته شده قدیمی شده‌اند. به عنوان مثال فکر می کنم کتابی که آقای غلام حیدری(عباس بهارلو) درباره کیارستمی نوشته اند، تا پایان دهه هفتاد شمسی را پوشش می دهد. یعنی همان دوره ای که با ساخته شدن فیلم «باد ما را خواهد برد» به اوج خود می رسد. پس عملاً  آثاری که کیارستمی از دهه ی هشتاد تا به امروز ساخته است درآن کتاب نیست. از این جهت، تدوین کتاب جامعی که همه دوره های فعالیت کیارستمی را در برگیرد، ضروری می نمود. ولی سؤالتان را این طور هم می شود فهمید: چرا در میان موضوعات بی شماری که پرداختن به آن ها ضروری است، کیارستمی را برگزیده‌ام . در پاسخ باید گفت نوشتن درباره کیارستمی برای من چالش هیجان انگیزی بود؛ من نه مانند آن منتقدانی هستم که باور دارند کیارستمی فیلم سازی بلد نیست و موفقیت های او محصول دسیسه های جهانی است و نه مانند عده ای دیگر که بی هیچ انتقادی همه ی فیلم های او را دربست می ستایند. به اعتقاد من، کیارستمی مهمترین هنرمند ایرانی در سطح بین المللی است و عده ی زیادی از صاحب نظران سینما معتقدند او سبک و زبان سینمایی خاص خودش را بوجود آورده و از این لحاظ فیلم ساز بسیار اوریجینالی است.از طرفی پرداختن به سینما و هنر کیارستمی خود بخود پرداختن به مباحث و پرسش های مهمی چون رابطه هنر با واقعیت، مفهوم رئالیسم، مرز بین سینمای مستند و داستانی،رابطه هنرمند و جامعه،رابطه جهانی شدن و بومی بودن، و… را پیش می کشد.

بنظر می رسد برخورد شما با سینمای کیارستمی از زاویه نگره مولف صورت گرفته است.تلقی شما از نظریۀ مؤلف چیست و این نظریه چه ویژگی هایی دارد؟

دیدگاه های زیادی درباره ی نظریۀ مؤلف وجود دارد. نظریه مولف- آنطور که من آن را می فهمم و در واقع مورد نظر من بوده- تمامی کارهای یک مولف در طول چهل پنجاه سال را در نظر می گیرد و به آن ها به مثابه اجزای به هم پیوسته ی متنی واحد می نگرد. در حقیقت این نوع برخورد باعث آشکار شدن چیزهایی می شود که در بررسی تک تک فیلم‌ها هرگز آشکار نمی شدند. قبل از نگارش کتاب، تمام فیلم های کیارستمی را دیده بودم، اما زمانی که برای نوشتن کتاب دوباره آن ها را (به مثابه ی متنی واحد) تماشا کردم چیزهای جالبی برایم آشکار شد. مثلا متوجه ی این مساله شدم که در دوره ی اول کارهای کیارستمی نه از «فیلم در فیلم» -یعنی پشت صحنه را جلوی صحنه آوردن- خبری هست نه از سینمای به اصطلاح شاعرانه، نه از طبیعت، نه از مضمون «زندگی ادامه دارد». در واقع این ویژگی ها پس از فیلم خانه دوست کجاست در کارهای کیارستمی پدیدار می شوند. اما ویژگی دوم نگره  مولف را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد: برساختن چهره ی مولف از روی آثاری که او خلق کرده است. و این در تقابل با نگاه سنتی  قرار می گیرد که به دنبال فهم آثار مولف بر اساس اطلاعات بیوگرافیک او است. من در کتابم سعی کرده ام چهره ی کیارستمی را از روی مجموعه آثاری که از خود به جای گذاشته ترسیم کنم. حالا این کیارستمی که مثلا از فیلم هایش استخراج می شود چقدر شباهت دارد به کیارستمی واقعی و چه تفاوت هایی دارد، ما این را نمی دانیم. اما حدس می  زنم شباهت هایشان زیاد باشد و چه بسا آثارش لایه های عمیق تری از زندگی، بینش ها و احساسات او را بر ما عیان سازند. اما این  به هیچ وجه به معنی نادیده گرفتن  نبوغ واستعداد فرد مولف نیست. یعنی به هر حال در نگره مؤلف شخصیت فرد مولف نیز مهم می شود اما نه به صورت مطلق. ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در سینمای ایران | برچسب‌شده | پاسخ دهید:

یادداشتی بر فیلم مستند «زمناکو» ساخته مهدی قربان‌پور

نگاه یک بُعدی به مسأله هویت

زمناکو فیلم مستند خوبی است درباره یکی از بازماندگان فاجعه بمباران شیمیایی حلبچه. بعد از این جنایت هولناک به دست حکومت بعثی عراق در سالِ ۱۳۶۶، جوانی به نام علی که بعد از بمباران به ایران انتقال یافته (ما هم مانند خود او نمی‌دانیم و در طول فیلم نمی‌فهمیم چگونه) و سر از خانواده‌ای در مشهد در آورده و در آن خانواده بزرگ شده است. آن طور که در فیلم گفته می‌شود به دلایل امنیتی به او شناسنامه نمی‌دهند.  مسأله گرفتن شناسنامه برایش به تدریج به مسأله یافتن هویت واقعی‌اش بدل می‌شود. بخصوص بعد از مرگ مادرش، علی که اکنون فهمیده اصل و نسبش کردی است تصمیم می‌گیرد به اقلیم کردستان عراق برود و پدر و مادر بیولوژیکش را پیدا کند. بعد از آزمایش‌های متعدد دی ان اِ او و خانواده‌هایی که گمان می‌رود می‌توانند خانواده او باشند، علی سرانجام مادرش را پیدا می‌کند.

مهدی قربان‌پور که مستندساز باتجربه‌ای است تحقیق گسترده‌ای انجام داده و جیک و بیک موضوع را درآورده است، هرچند برخی از یافته‌های بسیار مهمش را در فیلم در اختیار بیننده نمی‌گذارد. او داستان علی را از کودکی تا امروز که در کردستان ازدواج کرده و می‌کوشد زندگی جدیدی را شروع کند به شکل خطی به شیوه‌ای روان برای ما تعریف می‌کند. گفتار روی فیلم از زبان علی است (هرچند کس دیگری آن را می‌خواند) و به دریافت احساسات او در مراحل گوناگون مسیر دورودرازی که طی کرده، کمک می‌کند. بخش‌هایی از فیلم که زندگی علی را پیش از رفتن به کردستان در مشهد نشان می‌دهند بازسازی شده‌اند. قربان‌پور و همکارانش توانسته‌اند مواد تصویری آرشیوی فراوانی به دست بیاورند که برای تعریف کردن داستان علی از آن استفاده کرده‌اند. ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در سینمای ایران, سینمای مستند | برچسب‌شده , | پاسخ دهید:

پایان‌بندی فیلم «زیرزمین» امیر کوستاریتسا

می‌توانست جور دیگری باشد!

آری! به جای دنیای پر از خیانت، کشتار، نامردمی و جنگی که در طول فیلم شاهدش بودیم، می‌شد دنیایی داشت آکنده از دوستی ، بخشش، محبت و صلح! فصل‌ پایانی فیلم زیرزمین ساخته امیر کوستاریتسا که تاریخ معاصر یوگسلاوی از زمان جنگ جهانی دوّم تا جنگ داخلی و تجزیه این کشور در دهه ۱۹۸۰ زمینه آن را می‌سازد.

مردی بهترین دوستش را با تعداد دیگری از هموطنانش، از جمله برادر خودش را، بیست سال در زیرزمینی به کار تولید اسلحه گماشته و آن‌ها را فریفته است که گویی یوگسلاوی هنوز در دست فاشیست‌هاست. او مارکو قهرمان فیلم زیرزمین است. بلاکی، قربانی او، در پایان فیلم، وقتی که به فرماندهی دسته آتشباری در جایی از جنگ خانمانسوز یوگسلاوی سابق گماشته شده است، ندانسته دستور تیرباران او ناتالیا دوست مشترکشان را می دهد. برادر مارکو، که انسان‌ترین شخصیت فیلم است و تاب تحمل دیدنِ خشونت جنگ را ندارد، او که در این دنیا فقط برادرش را دارد، وقتی پی می‌برد مارکو با آن‌ها چه کرده و چطور با فروش سلاح‌های دست‌ساز آنها به ثروتی رسیده و حالا قاچاقچی اسلحه مشهوری است، به قصد کُشت برادرش را که روی ویلچر است، می زند. مارکو در آستانه مرگ می‌گوید “هیچ جنگی جنگ نیست، تا برادر برادرش را نکشد”. این خلاصه‌ای است از داستانِ فیلم زیرزمین. فیلمی که در کانون آن دو آدم از خبیث‌ترین مردانی که می‌توان تصور کرد جای گرفته‌اند، راهزنانی که انقلابی می‌شوند و به حزب کمونیست تیتو می‌پیوندند. بخصوص مارکو و زنش ناتالیا در این میان سرآمدترند. امّا فیلم با همین آدم‌ها به عنوان انسان برخورد کرده است. رقص و آواز آن چیزی است که آن‌ها را به انسانیت پیوند می‌دهد. فیلم سبکی فانتزی دارد، از جمله از این منظر که گروه نوازندگان از همان ابتدا قهرمانان ما را در بسیاری از صحنه‌ها همراهی می‌کنند. نه تنها در مجلس عروسی و جشن، که در راهزنی نیز. ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در سینمای جهان | برچسب‌شده , , | پاسخ دهید: