آیا فیلمساز مرد می‌تواند نگاه زنانه داشته باشد؟

به خاطر دارم سال‌ها پیش، زمانی که ورنر هرتزوک برای شرکت در جشنواره فیلم فجر به تهران آمده بود، در یک جلسه پرسش‌وپاسخ مطبوعاتی خبرنگاری از او پرسید که چرا بیشتر کاراکترهای فیلم‌هایش مردان هستند و چرا نگاهش به جهان نگاهی مردانه است؟ او گفت دلیلش بدیهی و این واقعیت است که یک مرد است و چون یک مرد است، دنیای مردان را بهتر می‌شناسد و با کاراکترهای مرد بهتر می‌تواند همذات‌پنداری کند.

پاسخ او همین اندازه بود،  اما از همان زمان این پرسش با من مانده است. به نظرم پاسخ هرتزوک حقیقت مهمی را در بر دارد. حتی گاهی به نظرم خنده‌دار می‌آید از مردان می‌خواهیم دنیای زنانه داشته باشند. اما حقیقت این ا ست که فیلمسازان مرد در این زمینه به نتایج مختلفی رسیده‌اند. از یک سو عباس کیارستمی را داریم که در یکی از مصاحبه‌های سال‌های اخیرش (مصاحبه با نازی بیگلری به مناسبت نمایش فیلم کپی برابر اصل در جشنواره کن که در اینترنت قابل دسترسی است) می‌گوید:

هیچ تلاشی برای فهم زن جواب نمی‌دهد. راهکار عملی این است که بی آن که زن را بفهمی و بی آن که بخواهی درکش کنی، بتوانی دوستش بداری. مشکل اصلی رابطه بین زن و مرد، مساله عدم تفاهم است. چیزی نیست که قابل فهم و قابل درک باشد. آن چه مسلم است این است که ما دنیای مشترکی نداریم. دو جهان متفاوت برای مردان و زنان وجود دارد. حالا بخشی از ماجرا برمی‌گردد به مسایل هورمونی، بخشی به مسائل و مسولیت‌های اجتماعی.

این پاسخ البته نباید ما را گمراه کند.  کارنامه خود عباس کیارستمی از تلاش او برای شناخت زنان حکایت می‌کند، هرچند در پایان به این نتیجه رسیده باشد. نگاه او به زنان گاه نگاهی سنتی است. در همین مصاحبه، در دفاع از صحنه‌ای از فیلم کپی برابر اصل که در آن زنی کافه‌چی از اهمیت شوهر داشتن صحبت می‌کند، کیارستمی می‌گوید که بر این باور است که این مسأله برای زنان واقعاً مهم است. اما در کارنامه فیلمسازی او شاهد تلاشی برای شناختن زنان و نقدی تلویحی بر خصلت‌های زنانه هستیم. او بعد از آن که یک دوره (بعد از انقلاب تا فیلم ده) زنان را به عنوان شخصیت اصلی از فیلم‌هایش کنار می‌گذارد و به قول خودش «از هیچ زنی کلوز آپ نمی‌گیرد» (مصاحبه با مجله گزارش فیلم، شماره ۱۳۱، ۱۵ مرداد ۱۳۷۸)،  در فیلم‌های ده، شیرین، بلیط و کپی برابر اصل فیلم‌هایش را از شخصیت‌های زن و کلوزآپ زنان پر می‌کند. شیرین همه‌اش کلوز آپ زنانی است که درک درون‌شان از راه تماشای چهره‌شان به عهده بیننده گذاشته شده است. به قول خود فیلمساز در مصاحبه‌اش با ماهنامه فیلم (شماره ۴۳۷، بهمن ۱۳۹۰): ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در سینمای ایران, فیلمنامه, نقد فرهنگ | برچسب‌شده , , , | پاسخ دهید:

کیارستمی: موضوع یا مولف

درباره عیاس کیارستمی دست کم ۲۸ فیلم ساخته شده‌ است. این تعدادی است که امید نجوان در مقاله‌ای در فصلنامه‌ی «سینما حقیقت» (شماره تابستان ۱۳۹۵) فهرست کرده است. تعدادی از این فیلم‌ها در نوشته دیگری معرفی کرده‌ام. نگاهی به این فیلم‌ها نکات جالبی را روشن می‌کند.

بیشتر این فیلم‌ها را نزدیکان عباس کیارستمی ساخته‌اند. دو فیلم کار پسرش بهمن کیارستمی است، دو فیلم را حمیده رضوی فقید که از دوستان او بوده ساخته، دو یا سه فیلم را هم سیف‌الله صمدیان که باز از دوستان و همراهان کیارستمی در بسیاری از سفرهایش بوده است.

نکته دیگر این که هیچیک از کسانی که درباره کیارستمی فیلم ساخته‌اند، خود را در حدی ندانسته‌اند که درباره سینمای او اظهارنظری بکنند.

نکته سوم این که کارِ تقریباً همه‌ی آن‌ها محدود شده است به ثبت لحظه‌هایی از شیوه کار کیارستمی در پشت صحنه فیلم‌هایش، حضورهای اجتماعی او در جشنواره‌های بین‌المللی و اظهارنظرهای او درباره موضوعات مختلف مانند سینما، فیلم‌های خودش و زندگی به طور کلی. فیلم‌هایی که فیلمسازان خارجی درباره او ساخته‌اند هم از این قاعده مستثنا نیستند. بیشتر این‌‌ها را فیلمسازانی ساخته‌اند که از ستایشگران کیارستمی بوده‌اند. ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در سینمای ایران, سینمای مستند | برچسب‌شده , | یک پاسخ

فیلم‌های مستندی درباره عباس کیارستمی

کیارستمی جلوی دوربین

سفر به دیار مسافر (بهمن کیارستمی، ۱۳۷۳، ۱۲ دقیقه)

سال‌ها بعد از ساخت فیلم مسافر عباس کیارستمی به دیدار حسن دارابی بازیگر خردسال این فیلم که اکنون مردی متاهل است می‌رود. بهمن کیارستمی در این سفر پدر را همراهی می‌کرده و از این دیدار فیلم گرفته است. حرف‌های دارابی درباره صحنه چوب خوردنش از دست ناظم و این که در این صحنه واقعاً درد می‌کشیده است و این درد کشیدن بازی نبوده، شنیدنی است و می‌تواند در تشریح شیوه بازی‌گیری کیارستمی (و دیگر فیلمسازان کودک) مورد استناد قرار گیرد

 

عباس کیارستمی؛ افکار و حقایق (ژان‌پی‌یر لیموزین، ۱۳۷۴، ۵۲ دقیقه)

اولین فیلم بلندی که یک کارگردان خارجی درباره کیارستمی ساخته است. در این فیلم با کیارستمی در سفری به شمال همراه می‌شنویم و به حرف‌های او درباره فیلم‌هایی که در این خطه ساخته گوش می‌دهیم. در صحنه‌ای از فیلم، کیارستمی با اشاره به جاده زیگزاگ مشهور فیلم خانه دوست کجاست (که حالا دیگر آن قدرها باشکوه و زیبا نمی‌نماید) و با اشاره تلویحی به موفقیت‌های جهانی‌اش بعد از این فیلم، می‌گوید شما را نمی‌دانم، اما این جاده من را که به خیلی جاها برد.

در این فیلم از تکه‌های از فیلم سفر به دیار مسافر نیز استفاده شده است.

ژان پی‌یر لیموزین فیلمسازی فرانسوی است که فیلم شب توکیوی او در سال ۱۹۹۸ در بخش نوعی نگاه کن به نمایش درآمد. فیلم او درباره کیارستمی در چارچوب یک مجموعه‌ی تلویزیونی درباره کارگردان‌های جهان ساخته شده است. ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در سینمای ایران, سینمای مستند | برچسب‌شده , | پاسخ دهید:

تب عسل

توجه کرده‌اید فروش عسل در سطح شهر چقدر زیاد شده است. شرکت‌های بزرگ تولید لبنیات عسل تولید می‌کنند، در کنار خیابان دستفروش‌ها شیشه‌های عسل را روی هم چیده و به نمایش گذاشته‌اند و در این جا و آن جا فروشگاه‌های تخصصی عسل افتتاح شده است. افزایشِ عرضه، نشانه‌ی افزایشِ تقاضاست. تقاضای عسل در طبقه متوسط شهری بالا رفته است. این موضوع از چشمان تیزبین دوست مخالف‌خوانم دور نمانده است. دلیل این افزایش تقاضا چیست؟

می‌گوید: معلوم است. تبلیغات مجلات به اصطلاح علمی و پزشکی است که تعدادشان روزبه‌روز بیشتر می‌شود. خودم چند روز پیش هشت مجله پزشکی و بهداشتی و از این قبیل را روی دکه روزنامه‌فروشی شمردم. این‌ها سال‌هاست که دست کم هر دو سه شماره یک بار درباره مزایای عسل برای سلامتی قلمفرسایی می‌کنند. به این‌ها اضافه کنید برنامه‌هایی را که از تلویزیون و رادیو پخش می‌شود و توصیه‌های ده‌ها سایت اینترنتی را به مصرف عسل. منبع همه این‌ها هم مجلات و سایت‌های عامه‌پسند خارجی است. مطالب فارسی تقریباً همه ترجمه‌ی مطالب آن‌ها هستند. حالا تهش چه منافعی وجود دارد، خدا می‌داند. ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در نقد فرهنگ | برچسب‌شده | پاسخ دهید:

زندگی با فهرست‌ها و رده‌بندی‌ها

ده فیلم برتر تاریخ سینما، ده کتابی که پیش از مردن باید خواند، پرفروش‌ترین کتاب‌های هفته، برترین نرم‌افزارهای ذخیره آنلاین اطلاعات، جدول ارزشیابی منتقدان از فیلم‌های روی پرده، رده‌بندی شادترین کشورهای جهان، گران‌ترین بازیکنان فوتبال جهان، کتاب‌ها یا نویسندگانی که جایزه نوبل ادبی گرفته‌اند، دانشمندانی که نوبل گرفته‌اند، رده‌بندی کشورهای صاحب فوتبال آسیا، …

این‌ها فقط نمونه‌هایی هستند از یک جریان تبدیل همه چیز به لیست و رده‌بندی در جهان امروز. و این امر البته مال امروز نیست، اما این روزها شتاب فوق‌العاده‌ای گرفته است. و این لیست‌ها تاثیر زیادی بر داوری‌های ما و مهم‌تر از آن (از دید ترتیب‌دهندگان این فهرست‌ها و صاحبان کالاهایی که در این لیست‌ها طبقه‌بندی می‌شوند) بر خریدهای‌مان می‌گذارند. ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در نقد فرهنگ | برچسب‌شده | یک پاسخ