«کافه سوسایتی» وودی آلن: زیبا و کمی اندوهگین

خلاصه داستان: بابی دورفمن، جوانی از یک خانواده یهودی ساکن نیویورک به لس آنجلس آمده است تا شاید عموی کله‌گنده‌اش در هالیوود کاری برایش دست‌وپا کند. این جوان عاشق زنی به نام ورونیکا می‌شود که اتفاقاً با همین عمویش رابطه دارد. زن تصمیم می‌گیرد با عموی او ازدواج کند و جوان به نیویورک باز می‌گردد و در آن جا به مدیریت کافه‌ای که برادر گانگسترش باز کرده می‌پردازد. سال‌ها بعد دوباره بابی و ورونیکا به […]

داستایوسکی، هیچکاک، وودی آلن: نگاهی به فیلم «مرد منطقی» وودی آلن

خلاصه داستان: ایب لوکاس استاد میانسال دانشگاه، به شهر نیوپورت می‌آید تا در رشته فلسفه تدریس کند. او در زندگی به بن‌بست رسیده و بسیار مأیوس است. در این شهر یکی از دانشجویان دخترش به نام جیل شیفته او می‌شود. وقتی آن‌ها به طور اتفاقی به حرف‌های زنی که قاضی فاسدی او را از حق دیدن فرزندش محروم کرده است گوش می‌دهند، ایب تصمیم بگیرد قاضی را بکشد تا زن را از وضعیت فلاکت‌بارش نجات […]

پایان‌بندی دکتر استرنج‌لاو

انفجار اتمی و وعده آسمانی آبی فیلمنامه دکتر استرنجلاو، از یک نظر، یک ساختار کلاسیک «نجات در آخرین لحظه» دارد: فرمانده دیوانه‌ای در یک پایگاه هوایی ایالات متحده دستور حمله اتمی به شوروی را صادر می‌کند. هواپیماهای حامل کلاهک‌های اتمی برای بمباران هدف‌های تعیین شده در شوروی بلند می‌شوند. بمباران این هدف‌ها به معنای پایان جهان خواهد بود، چرا که در سوی شوروی هم سیستمی به نام «روز قیامت» تعبیه شده که به طور خودکار […]

نگاهی به فیلم «آمدیم، متاسفانه نبودید» ساخته‌ی کن لوچ

کن لوچ فیلمسازی است که با سماجت تمام درباره‌ی زندگی واقعی کارگران کشورش ــ بریتانیای کبیر ــ فیلم می‌سازد. فیلم‌هایش آشکارا از دلبستگی به مردم عادی حکایت می‌کنند. اگر شرح زندگی سخت این انسان‌ها اسمش شعار دادن باشد، بگذارید بگوییم فیلم‌های او شعاری‌اند، اما با وجود این در سطح شعار و طرح خواست‌های اجتماعی متوقف نمی‌شوند و وجهی انسانی و عام دارند که بر هر بیننده‌ای که حس همدلی با آدم‌های دیگر را کاملاً از […]

راهنمای تماشای فیلم‌های برادران کوئن

همیشه ممکنه یک چیزی غلط از آب دربیاد!  اولین آشنایی من با سینمای برادران کوئن اگر بگویم با اولین فیلمی که از برداران کوئن دیدم عاشق‌ سینما‌شان شدم، دروغ گفته‌ام. اولین فیلمی که از آن‌ها دیدم بارتون فینک (۱۹۹۰) بود. با صحنه‌های آن هتل خلوت به یادماندنی‌اش که در انتها طعمه‌ی شعله‌های آتش می‌شود و آن تهیه‌کنندگان هالیوودی کاریکاتوری‌اش و پایان مبهم (و همچنان فکر می‌کنم مشکل‌دارش) و بازی باز هم کاریکاتوری جان تارتارو و […]