نگاهی به فیلم مستند «رادیوگرافی یک خانواده»

رادیوگرافی = استخوانبندی بدون گوشت و خون اخیراً فیلم مستند رادیوگرافی یک خانواده ساخته‌ی فیروزه خسروانی در جشنواره فیلم مستند آمستردام (ایدفا) و برخی جشنواره‌های سینمایی دیگر به نمایش در آمده و جایزه‌ی اول ایدفا در رشته‌ی فیلم‌های مستند بلند را از آن خود کرده است. در فضای مجازی و در فصلنامه‌ی بخارا هم درباره‌ی آن نوشته‌ و سخن گفته‌اند. از خوانده‌هایم می‌دانستم  که فیلم درباره‌ی خانواده‌ی فیلمساز است، مشخصاً درباره‌ی پدر و مادر او […]

آخرین داستان چخوف

انقلاب چون عشق آخرین داستان کوتاهی که چخوف نوشته «عروس» نام دارد. این داستان هم در مجموعه آثار او به ترجمه‌ی سروژ استپانیان هست و هم در کتاب درباره‌ی عشق (نشر نو، ۱۳۹۷) به ترجمه‌ی رضا امیررحیمی گنجانده شده است. چخوف این داستان را در سال ۱۹۰۳ نوشته است، یعنی یک سال پیش از مرگش. داستان درباره‌ی زن جوانی است در شهرستانی کوچک که نامزد کرده و قرار است به‌زودی عروسی کند. مردی به نام […]

چرا «اُزو و بوطیقای سینما» را ترجمه کردم؟

پاسخ به مجله‌ی «فرهنگ امروز» خودم را جای سردبیر محترم «فرهنگ امروز» می‌گذارم. کتابی در حوزه‌ی سینما منتشر شده است به قلم دیوید بوردوِل، یکی از مشهورترین نظریه‌پردازان سینمای جهان، درباره‌ی یاسوجیرو اُزو، یکی از مهم‌ترین چهره‌های سینمای ژاپن. نام کتاب هست ازو و بوطیقای سینما؛ کتابی کاملاً نظری و آن طور که یادداشت پشت جلد کتاب می‌گوید، کتابی که فقط درباره‌ی یک کارگردان ژاپنی نیست، بلکه کوششی است برای کاربست یک نظریه سینمایی ــ […]

اندیشه و نقد هرگز زورش به تبلیغات نمی‌رسد

پاسخ به پرسش‌های ایبنا درباره‌ی کتاب «تصویر، سینما، اجتماع» در ابتدا بفرمایید مطالبی که در این کتاب آمده، متعلق به چه دوره کاری شما ست و به چه دلیل به بازنشر آنها در قالب یک کتاب پرداخته اید؟ قدیمی‌ترین نوشته‌ای که در کتاب «تصویر، سینما، اجتماع» آمده مقاله‌ای است به نام «بازیگری و نقد» که در دی‌ماه ۱۳۷۸ در دوهفته‌نامه‌ی «گزارش فیلم» به چاپ رسیده است. به عبارت دیگر، گزیده‌ای از نوشته‌های نزدیک بیست سال […]

«کافه سوسایتی» وودی آلن: زیبا و کمی اندوهگین

خلاصه داستان: بابی دورفمن، جوانی از یک خانواده یهودی ساکن نیویورک به لس آنجلس آمده است تا شاید عموی کله‌گنده‌اش در هالیوود کاری برایش دست‌وپا کند. این جوان عاشق زنی به نام ورونیکا می‌شود که اتفاقاً با همین عمویش رابطه دارد. زن تصمیم می‌گیرد با عموی او ازدواج کند و جوان به نیویورک باز می‌گردد و در آن جا به مدیریت کافه‌ای که برادر گانگسترش باز کرده می‌پردازد. سال‌ها بعد دوباره بابی و ورونیکا به […]