درباره برگردان اسامی خاص به فارسی

اتان کوئن یا ایتن کوئن؟

کتابی درباره برادران کوئن ترجمه می‌کنم و سر چگونگی ثبت نام برادر کوچکتر مانده‌ام. اتان یا ایتن؟ نخستینِ این دو، شکل رایج‌تر ضبط نام اوست؛ دوّمی نزدیک‌تر است به تلفظ اصلی آن در زبان انگلیسی. به نظر می‌رسد که با توجه به این امر باید بی‌ چون‌وچرا شکل دوم را برگزید. امّا یک فارسی‌زبان، با فرض این که انگلیسی نمی‌داند، شکل دوّم را چه خواهد خواند؟ eeten، eetan یا eyten ؟ معلوم نیست، مگر این که برای شکل دوّم با افزودن کسره به کمکش بیاییم، یعنی بنویسیم: ایتِن. امّا هنوز تکلیف ایـ اول روشن نیست. ee یا ey ؟ علاوه بر این، مصوت بین ت و ن در زبان انگلیسی در واقع چیزی است متفاوت از صدای کسره در فارسی که در آوانگاری انگلیسی نشانه‌اش — است؛ آوایی است که در زبان فارسی نیست. این موضوع همان چیزی است که باعث می‌شود اسامی خاص خارجی را هرگز نتوانیم عین اصل به فارسی برگردانیم.

این مشکل اوّل: نبود معادل‌های آوایی در زبان مقصد (در این جا فارسی) برای همه آواهای زبان مبدا (در این جا انگلیسی) ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در زبان | برچسب‌شده , | پاسخ دهید:

نگاهی به فیلم مستند بلند به من گوش بده مارلون   Listen to Me Marlon

مارلون براندو: بازیگری تنازع بقاست

فیلم مستند به من گوش بده مارلون به کارگردانی استِوان رایلی که سال گذشته در آمریکا اکران شد و نسخه دوبله و کوتاه‌شده آن از تلویزیون ما هم پخش شده، از چند نظر فیلمی جذاب و دیدنی است.

مثل هر مستند پرتره‌ای داستان یک زندگی است و آن هم داستان یک زندگی پرماجرا. داستان صعود یکی از مشهورترین ستارگان سینمای عصر ما به اوج شهرت و پی‌آمدهای تراژیک آن.

بعد فیلمی است درباره بازیگری، چراکه قهرمان فیلم بازیگر است و بازیگری است که درباره حرفه‌ خود حرف زده است.

و سرانجام نمونه‌ای است از فیلمی که تماماً از مواد آرشیوی موجود ساخته شده و به طور خاص متکی است بر گزینشی از نوارهای صوتی باقی مانده از صدای مارلون براندو که بسیاری‌شان شخصی هستند و او در گفت‌وگوی با خود یا از جلسات روان‌درمانی خود و ملاقات‌هایش با آدم‌های دیگر و مصاحبه‌هایش ضبط کرده است. این‌ ماتریال در اختیار بنیاد مارلون براندو است که در ضمن سفارش‌دهنده فیلم هم هست و طبیعتاً آن‌ها را در اختیار کارگردان گذاشته است. ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در سینمای جهان, سینمای مستند, نقد فرهنگ, نقد فيلم | برچسب‌شده , | پاسخ دهید:

سینمای شاعرانه چیست؟

سنت کلام و ادبیات، آفرینش زبانی، آن قدر ریشه‌دار است که در هنر نسبتاً جوانی مثل سینما نیز که بر تصویر (و امروزه بر صدا نیز) استوار است، خواه نا خواه مرتب با هنر زبانی، با کلام، مقایسه می‌شود. از روایت و قصه‌گویی تصویری سخن می‌گوییم (این حقیقت دارد که بدون استفاده از کلام و به کمک تصویرها نیز می‌توان داستان تعریف کرد) و این روزها حتی از فیلم-مقاله یا مقاله سینمایی. امّا آیا با تصویر متحرک (با همراهی صدا و موسیقی) شعر نیز می‌توان سرود؟ اگر هنوز تعریف شعر بر مشخصاتی مانند موزون بودن و مقفی بودن زبان وابسته می‌بود، تصور شعر سینمایی ناممکن می‌شد. امّا با وجود شعر آزاد، شعری که هویتش را از یک «جوهر شعری» می‌گیرد و با تصویر، موسیقی زبان (که لزوماً به معنای موزون بودن یا مقفی بودن آن نیست) و حس غنایی شاعر نسبت به جهان و اشیاء تعریف می‌شود ــ که البته همه مفاهیمی گنگ هستند که تاب تحمل بررسی دقیق و کاملاً منطقی را نمی‌آورند ــ شاید سخن گفتن از سینمای شاعرانه یا لحن شاعرانه در سینما نیز آسان‌تر باشد.
این موضوع را کریستین متز با دقت نظر مخصوص خود به این شکل طرح می‌کند:

«. . . مفاهیم «نثر» و «شعر» بیش از آن وابسته به زبان کلامی هستند که بتوان به ‌راحتی آنها را به حوزۀ سینما انتقال داد. از سوی دیگر، اگر شعر را در گسترده‌ترین معنای آن در نظر بگیریم ــ چونان حضور بلاواسطۀ جهان، حسِ چیزها، پویای درونی زیر لایۀ بیرونی اشیاء ــ در این‌صورت متوجه می‌شویم که هر کنش سینماتوگرافیک، اعم از اینکه موفق باشد یا نه، همواره در ابتدا شاعرانه است.» ادامه‌ی خواندن
:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در ادبیات, نظریه, نقد فيلم | برچسب‌شده , | پاسخ دهید:

ما فهرست‌ها را دوست داریم، چون نمی‌خواهیم بمیریم

در ۱۹ فوریه ۲۰۱۶ یکی از بزرگ‌ترین اندیشمندان عصر ما اومبرتو اکو در سن ۸۴ سالگی از دنیا رفت. اومبرتو اکو اندیشمندی چند… بود. نشانه‌شناس بود، پژوهشگر زیبایی‌شناسی سده‌های میانه بود، و در کنار فعالیت‌های آکادمیک رمان می‌نوشت و مقالاتی در مطبوعات منتشر می‌کرد که در آن‌ها به زبانی نسبتاً ساده و اغلب از زوایای بدیع به موضوعات نظری پیچیده می‌نگریست. عنوان مشهورترین رمان او نام گل سرخ (۱۹۸۰) است؛ رمانی معمایی که در سده‌های میانه می‌گذرد، چیزی بین شرلوک هولمز و مطالعات فرهنگ سده‌های میانه. از کتاب‌های او می‌توان به رمان‌های آونگ فوکو ( ۱۹۸۹) و قبرستان پراگ (۲۰۱۱)، و رساله‌های نظری اثر باز (۱۹۶۲)، نظریه نشانه‌شناسی (۱۹۷۵)، ایمان به جعلیات: سفری در هایپررئالیتی (۱۹۸۶)، نقش خواننده: جستارهایی در نشانه‌شناسی متن (۱۹۷۹)، تاریخ زیبایی (۲۰۰۴) و درباره زشتی (۲۰۰۷) اشاره کرد.
اومبرتو اکو در سال ۲۰۰۹ به دعوت موزه لوور نمایشگاهی در این موزه برگزار کرد که موضوع عجیبی داشت: اهمیت فهرست‌ها. به نظر نمی‌رسد که درباره موضوع فهرست یا لیست بتوان نمایشگاهی برگزار کرد. مصاحبه مجله آلمانی اشپیگل با او درباره همین پرسش است و نمونه خوبی است برای این که ببینیم مسأله‌ای به ظاهر ساده را چگونه می‌توان از منظری نو نگریست و در آن مسائلی فلسفی و روش‌شناختی یافت.


مصاحبه اشپیگل با اومبرتو اکو
سوزان بِیِر و لوتار گوریس
Susanne Beyer and Lothar Gorris

اشپیگل: آقای اکو، شما یکی از بزرگترین اندیشمندان جهانید و قرار است نمایشگاهی در موزه لوور برگزار کنید که یکی از مهم‌ترین موزه‌های جهان است. امّا موضوع نمایشگاه شما کمی پیش‌پاافتاده به نظر می‌آید: طبیعت ذاتی فهرست‌ها، شاعرانی که در آثارشان نام چیزها را فهرست می‌کنند، و نقاشانی در که در نقاشی‌های‌شان اشیا را روی هم انبار می‌کنند. چرا این موضوع را انتخاب کردید؟ ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در ادبیات, نقد فرهنگ, کتاب | برچسب‌شده , , | پاسخ دهید:

نگاهی به فیلم‌های مستند ارائه شده به جشن خانه سینما

بحران‌های زیست‌محیطی، حریم‌های خصوصی و انسان‌های استثنایی

هر سال شهریورماه جشن خانه سینما برگزار می‌شود و برترین آثار سینمایی سال گذشته را انتخاب می‌کند. احتمالاً این را می‌دانید و با این رویداد فرهنگی آشنا هستید. امّا شاید ندانید که جشن سالانه سینمای مستند نیز هر سال در کنار جشن بزرگ خانه سینما برگزار می‌شود و تولیدات مستندسازان عضو خانه سینما، توسط هیأت انتخاب و هیأت داوری این بخش برگزیده می‌شوند. امسال من هم این افتخار را داشتم که در کنار هشت نفر دیگر از همکاران و دوستانم در هیأت انتخاب بخش مستند این جشن به گزینش اولیه فیلم‌های متقاضی بپردازم. کار ما این بود که از میان بیش از ۱۲۰ فیلم مستند رسیده، حدود ۴۰ فیلم را انتخاب و به هیأت داوران جشن معرفی کنیم. تماشای این تعداد فیلم در مدّتی نزدیک سه هفته هرچند سخت و توانفرسا، امّا تجربه منحصربه‌فردی بود برای دانستن این که در سینمای مستند ما چه می‌گذرد و مهم‌تر از آن، در اجتماع ما چه خبر است.

فیلم‌ها از تنوع زیاد برخوردار بودند. پانزده فیلم‌ زیست‌محیطی و حیات وحش با ترسیم تصویری هولناک از خشک شدن دریاچه‌ها و رودخانه‌ها، از میان رفتن جنگل‌ها، نابودی گونه‌های جانوری، کاهش منابع آب و انواع آلودگی محیط زیست، به بیننده هشدار می‌دادند که اگر فکر جدّی برای این امر نشود آینده شومی در انتظار همه‌مان است. هرچند ظاهراً گوش شنوایی وجود ندارد و کسی این هشدارها را جدی نمی‌گیرد. ادامه‌ی خواندن

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook
ارسال شده در سینمای ایران, سینمای مستند | برچسب‌شده | پاسخ دهید: