درباره چند مولفه مهم سینمای کیارستمی

بی‌تردید عباس کیارستمی یکی از فیلمسازان برجستة سینمای ماست. شیوه خاص فیلمسازی او بسیار ابتکاری است و بر ترکیب معینی از شکارِ لحظه‌های زنده از نابازیگران، نماهای بکر از طبیعت با دید گرافیکی قوی و الگوهای روایی تا حدودی برگرفته از واقعیت و تا حدودی خیالی است. نوشته حاضر قصد دارد برخی از مؤلفه‌های سینمای کیارستمی را، عمدتاً با تکیه بر فیلم‌های اوج موفقیت‌های جشنواره‌ای او ــ از کلوزآپ تا طعم گیلاس ــ ارزیابی کند، و برخی از تصورات رایج درباره این سینما را مورد پرسش قرار دهد:

آیا پایان‌های فیلم‌های کیارستمی واقعاً باز و فیلم‌هایش چندآوایی هستند؟

مرز بازی و زندگی

سینما و واقعیت

دیالوگ‌های بامزه

خوشبینی ساده‌انگارانه

در این نوشته‌های کوشیده‌ام از منظرها گوناگون به این نتیجه برسم که سینمای کیارستمی با وجود ارزش‌های زیبایی‌شناختی و تماتیک آن، و به ویژه با وجود تیزبینی فیلمساز و بازی‌های فرمی چه در سطح روایت و چه در سطح صدا و تصویر، محدودیت‌های خاص خود را دارد و اینکه برخی از حرف‌های یکسر ستایش‌آمیزی که درباره سینمای او نوشته و گفته می‌شود، تا چه پایه از خرد انتقادی دورند.

:Share
  • del.icio.us
  • Twitter
  • Google Bookmarks
  • Facebook

نوشته های مرتبط

این نوشته در سینمای ایران, نقد فيلم ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>